اين روزها
با غريبه اي که در من مي خواند
الفتي ندارم
مي خواهم
به جاي شعر
نام تو را بنويسم
تا دلم
بنشيند
و نگاهت کند
کاش مي شد
زير باراني که در دلم مي بارد
قدم مي زدي
تا من مي نشستم
و غزل چشمهايت را
دوره مي کردم