فاتحه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿1﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿2﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿3﴾ وَلَمْ يَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿4﴾
وقتي تو با من نيستي از من چه مي ماند
از من جز اين هر لحظه فرسودن چه مي ماند
از من چه مي ماند جز اين تکرار پي در پي
تکرار من در من مگر از من چه مي ماند
غير از خيالي خسته از تکرار تنهايي
غير از غباري در لباس تن چه مي ماند
از روزهاي دير بي فردا چه مي آيد؟
از لحظه هاي رفته ي روشن چه مي ماند؟
از من اگر کوهم، اگر خورشيد، اگر دريا
بي تو ميان قاب پيراهن چي مي ماند
بي تو چه فرقي مي کند دنياي تنها را غير از غبار و آدم و آهن چه مي ماند
وقتي تو با من نيستي از من که مي پرسد
از شعر و شاعر جز شب و شيون چه مي ماند
ghashngi yani chi?
khushgeli yani chi?
khush tipy yani chi?
mehrabuni yani chi?
hamdard yani chi?
mehrabun yani ki?
akhehhhhhhhh khuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuda har ki . iinjour bu d. bayad biyad pish . tu?
pas ma chi?
ma keh. dusesh dareem?
ma. keh. missesh kardem
ma. chi kar konim?
khuba pish tu?
khudayaaaaaaaa man bi nobat yeh zareh . marg mikham
man,. mikham . biyammmmmmmm .
pas man. chiiii?
yadet rafteh na?
pas .man. chi?
گل قشنگمممممممممممممممممم تولدت مبارک
کجا بيام و بهم تبريک بگم؟
رضاااااااااااااااااااااااااااااا چون که ماشين سواري و ريس رو دوست داشتي . امسال عکس ماشين رو برات . انتخاب کردم .
ميدوني : از صبح زود بيدار شدم و برات کيک درست کردم که ببرم . برات خيرات کنم . امااااااااااااااااااااا
کنار فر نشسته بودم و حواسم نبود .
کيک من هم مثل جواني تو سوخت و خاکستر شد
امسال 32 ساله بودي
امروز 8 ديماه هست
8 ديماه 1355 به دنيا اومدي و 14 مرگداد لعنتي 1384 رفتي
رضا تولدت مبارک
امروز به مامان زنگ زدم گفتن دارن ميرن جاييي.
گفتم امروز تولذه يادتون که نرفته .
از طرف من هم کادو ببري براي رضا
ديگه داشت باز ميفهميدن که دارم گريه ميکنم اين طرف خط .
زود خودمو کنترل کردم و تلفن رو قطع کردم
رضضضضضضضضضضضضا
هنوزم توي روياهام هستي
هنوزم بعد از گذشت اين همه روز توي ذهنمي
رضا مهربونيت از ياد هيچ کسي نميره
صداي حنده هات هنوزم توي گوش همه ما هست .
رضاااااااااااااااااااااااااا امشب به يادت هستيم
تو هم به ياد ما باش
ياد ياران سفر کرده بخير
سلام رضا جونم
سلام به روح عزيزت
همه سلامها رو توي اين شب عزيز تقديمت ميکنم
ميدوني که اومروز تولد امام رضا بود
و ميدوني هم که اول آذر بود
آره تولد عمه قديممون هم بود
کاش آدما وقتي ميرن از دل آدم خاطره هاشونم ببرن از توي دلمون
رضا به دعات نياز دارم .
کاشکي بياي به خوابم . دلم برات تنگ شده مهربون
شما هرگز نمي توانيد
مردم را با دارائي خود خوشنود گردانيد
پس بکوشيد
تا با روي گشاده
و برخورد نيکو
خشنودشان سازيد.
هيچ بهانه اي نيست براي ِ نوشتن ..!
ولي حالا که مي شه برايِ تو نوشت ،
بهترين بهانه اي براي نوشتن...
خيلي دوست دارم خيلي زياد
براي تو مي نويسم که معني عشقي براي من
دوستت دارم دوستت دارم
بيش تر از معناي واقعي کلمه دوست داشتن!
دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه بر گورستان سرد
دوستت دارم باتمام وجودم،
وجودي که همواره لحظات رو براي هم آغوشي با خاک ميگزراند
نمي دونم ...
فقط دوست دارم با معني بيشتراز دوست داشتن
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدايا تو به رحمت دارش....
روحش شاد
اي جگر گوشه غيرت بي تو غمگينم و دلسرد
قسمت مي دم هزار بار به خداي عشق برگرد
در گذر لحظه ها ياد تو در خاطرم
من موندم تنهايي نرفت يادت از خاطرم
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با کسي تقسيم مي کردم ،
و يا کسي بود براي گوش دادن و درد دل کردن ،
بماند که آنقدر فاصله زياد شده که هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ کس ديگر
چشمامو ميبندم و ميبينم که اومدم پيشت .
اومدم که بهت بگم . به خونت عادت کردي گل قشنگم؟ خونتو دوست داري؟
ميدوني که برات خيلي نور فرستادم .
به نيت دوسال رفتنت برات دو تا ختم قران رو فرستاديم .
به نيت 29 سالگيت که رفتي از پيشمون 29 هزار صلوات فرستاديم .
آخه داره مياد . داره مياد . سالگرد ارتحالت. سالگرد رفتنت .
از همه دوستاي خوبم که منو کمک کردن ممنونم
اگه غير از تو يکي از اين عوضيهاي دورو بر فاميلمون ميرفت محال بود اينقدر براش بسوزم . محاله .... همشون شدن بزرگتر . کجايي که شکايت مهدي رو بهت بکنبم و بگيري به شوخي هم شده حالشو جا بياري؟ کجايي که ببيني چه طور بعد رفتنت همه شدن بزرگ / کجايي که ببيني . رضا
رضا بازم ميگم . خوش به حال خدا که تو رو داره . خوش به حالش .
رضا چشمام بستتن . درست مثل امروز عصر وقتي بدون هيچ برنامه اي رفتم بيرون از خونه و بارون هم با اون بادهاي قشنگش داشت همه رو ميفرستاد خونشون . ولي من . ميدونم که تو اينقدر پاکي که موقع بارونا هم منو ميبيني . رضا . چشمامو ميبندم و رو به آسمون ميکنم تا توي خيالم بياي و بشيني روي ابرها و من ببينمت . رضا دلم برات تنگه ::::
توي خيالم چشمام بستس و از شدت باروني که توي صورتم ميزنه . هيچکسي نميگه چرا گريه ميکني؟واي مگه چيزي شده؟ راحتم چون همه دارن از بارون فرار ميکنن و من . همچنان با يادت شادم و دارم اشک ميريزم . و کسي نميبينه . آخه بد جوري دلتنگتم .
بد جوري دلم هواتو کرده . بد جوري دلم برات تنگه . دوست داشتم بودي .
بودي و ميشستم کنارت
ميشستم پايين پات
سرمو ميزاشتم روي زانوهات
تا نبيني . دارم هق هق ميکنم .
تو هم موهامو . نوازش ميکردي و ميگفتي . چته قروغ؟باز ديوونه شوي؟
و من . اشکامو . پاک ميکردم نگات ميکردم و بهم ميخنديدي .
مثل الان که صدات توي گوشمه .
نه فکر کني الان؟الان که 700 روز داره ميگذره از رفتنت ميگم نه
نه امروز
نه
هر روز تو رو کم دارم .
از اين دياري که همدمي نيست .....غريبه بودن غم کمي نيست .
هر روز دلم ميخواد اين بغضمو که همش منو تهديد به باريدن ميکنه روي شونه هات خالي کنم
ميگن . روحها احساس دارن . و ميفهمن . من ولي مطمعنم . پس کمکم کن چشمامو ببندم و ديگه باز نکنم
کمکم کن چشمامو ببندم و وقتي باز کنم که کنار مزارت باشم .
کمکم کن . مزار کناريت مال من بشه . من دارم سعي خودمو ميکنم . تو هم کمکم کن .
ميخوام توي کوچه شما منم باشم . توي کوچه 224 کمکم کن . که منم راه بدن اونجا
22 تير جمعه ساعت 12 ظهر بهت قول ميدم پيشت باشم . منتظرم باش.
مي روي با رفتنت مرگم ميسر مي شود
پنجره از بارش چشمان من تر مي شود مي روي با زورقي از خاطرات سبز خويش آبروي چشم هايم نذر بندر مي شود مثل عمر من گذشت از اين حوالي آفتاب ارتفاع روز من با شب برابر مي شود تا از آن سوي سفر آيي به ديدار دلم بي تو عمر آفتاب عمر من سر مي شود مي روي و ميرسد پاييز تنهايي ز راه لاله لبخند من از گريه پرپر مي شود دارم اينک در خودم حس مي کنم اي خوب من عمر من از لاله هاي باغ کمتر مي شود
ي
با نزديک شدن به ماه . مرداد .
و دومين . سال رفتنت
دلم ميخواد . کاري کنم برات .
ختم قران
دوستاي خوبم و همراهاي صميمي خودم .
اگه شما هم دوست داشتيد منو . کمک کنيد . خوشحال ميشم .
21 هزار صلوات داريم براش
هر چه قدر که ميتونيد . از هر جزو قران
توي کامنتها بهم بگو . باشه عزيز؟
به روح پاک خودش هيچ اجباري نيست
حتي همون صلوات هم بهترين هديه هست .
بسم الله ....
پنجره ها براي عشق تو صدا مي زنند
وتو بي خيال ميخندي
به گذر لحظه هايي که پرشش در نگاه تو جاري مي شوند
هميشهمي گويي:ديگر مهم نيست
زندگي با هزار شکل تعبير مي شوند
تعبيري که هيچ گاه تصويري تو را نمي بينم
بابا عظيمي www.sahelearamesh.com
1000 تا صلوات ظرف 5 روز واسه شادي روح رضا عزيز
وصال shamimevasl.ParsiBlog.com
(( چشم)) صلوات ميفرستم . خدايش هم بيامرزد
انتقام کور
ده تا صلوات براش فرستادم.
مريم www.elham222.blogfa.com
براي شادي روح رضاي عزيز صد تا صلوات فرستادم
مريم
منم يک جز براي آن مرحوم مي خونم
عادت منه شب و روز از تو گفتن
تو همه ثانيه ها به ياد تو ماندن
فاصله بين ما يه دنياست
اما يادت نزديک تر از نفسهام
صداي دل نشينت تو سکوت تلخ من غوغا ميکند
حرف هاي شيرينت آتش به قلبم مي زند
چشم هاي زيبايت خواب را از من مي ربايد
هق هق گريه هايم سکوت شب را مي آزارد
تو را کم دارم دلم تو را بهانه ميکند
شب و روز گريه و زاري و گلايه ميکند
بيادتم رضا
تو نديدي اما قلب من باز کنار تو نشست
تو نديدي اما قلب من باز شکست
دل من از تو شکست
تو نديدي منو باز از کنارم رفتي
من چه تنها ماندم
چشمهايم تر شد
چشم تو ز خنده پر
دل من شکسته بود دل تو مثل يه گل
من چه تنها مردم
تو ولي خنديدي
دل من آبي مرد چون تو ميخنديدي
دل من آبي مرد چون تو ميخنديدي ...
سرزمين دلم از جنس بهار بود
سرسبز و پر ازگل هاي بهار بود
روزي کوچ کردي به سرزمين من
عشقت فرا گرفت تاروپود وجودم
اي پرستوي کوچک قلبم
به آسمان من پر مي گشودي
شادي ميکردي آواز مي خواندي
مرا به خودت مبتلا کردي
اما روزي کوچ کردي از سرزمين من
خزان شد بهار وجودم
شادي پر کشيد از دنياي من
شکست قلب عاشق من
ديگر در سينه قلبي ندارم من
مثل سنگي سرد وبي احساس شده ام
مرا به خاک بسپاريد من مرده ام
هجران
دو سال گذشت از غم هجران وجودت گلشن شده ويران ز نديد گل رويت
اين دل شده غم خانه و دارد گل بي خار بشسته دلم چون شده ساقي سبويت
امروز پاي ثانيه ها درد مي کند
آرام مي روند ، آرام تر از ديروز
و گاه پشت ساعت هاي غم مي ايستند . . .
با اين ثانيه هاي خسته ، کي به تو مي رسم ...؟؟؟
من منتظر مهرت ميمانم...انتظاري سرد...
انتظاري بي انتها
تو را به خدا اي قلــــب من
عشقت را اسرار خويش دان
وآنرا از ديگران پنــهان دار
تا سرنوشتي نيکوتر بيابي
< جبران خليل جبران >
بدون تو خيلي وقت نمي خندم
لبخند پر زده از لبهاي من
غبار غم نشسته بر قلب من
از اشک پر شده چشم هاي من
اکنون که نيستي از چه بگويم ؟
به چه اميدي بمانم ؟
مانده ام تنهاي تنها با غم تو
با کوله باري از خاطرات و ياد تو
هر شب بر بام روياهام منتظرت مي نشينم
تا شايد برگردي دوباره پيش من
تا شايد بداني چقدر دل تنگ توام
تا شايد بداني هنوزم دوستت دارم !
هنوزم براي ديدنت به روياهام سر ميزنم
من به غمگيني خود معتادم
من در فکر تو ؛ در اوج خوشبختي
باز هم قصهء غم ميسازم...
آروم ميگم دوستت دارم تا هيچ وقت از م خسته نشي
کاش مي دانستيم زندگي کوتاست کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديمکاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديمکاش همه را دوست داشتيمکاش معني صداقت را ما هم مي فهميديمکاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديدکاش دلهايمان دريايي مي شدکاش مي فهميديم زندگي زيباستولذت مي برديم تا نهايتکاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتدکاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبودکاش...کاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است ... شايد ديگر چشم براهم نمي گذاشتي.کاش...کاش...
يک بار خواب ديدن تو به تمام عمر مي ارزد
چرا از مرگ مي ترسيد چرا از مرگ مي ترسيد؟ چرااز اين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟مپنداريد بوم نااميدي باز به بام خاطر من مي کند پرواز مپنداريد جام جانم از اندوه لبريز است مگوييد اين سخن تلخ وغمانگيز استمگر « مي » اي چراغ نرم جان مستي نمي آرد ؟مگر افيون افسونکار نهال بيخودي را در زمين جان نمي کارد ؟مگر اين من پرستي ها و مستي ها براي يک نفس آسودگي از رنج هستي نيست ؟مگر دنبال آرامش نمي گرديد ؟چرا از مرگ مي ترسيد ؟کجا آرامش از مرگ کس تواند ديد ؟مي و افيون فريبي تيز بال و تند پروازنداگر درمان اندوهند خماري جانگزا دارندنمي بخشند جان خسته را آرامش جاويد خوش آن مستي که هشياري نمي بيندچرا از مرگ مي ترسيد؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟بهشت جاودان آنجاست جهان آنجا و جان آنجاست گرتن خواب ابد در بستر گلبوي مرگ مهربان ، آنجاست سکوت جاوداني پاسدار شهر خاموشي آنجاست همه ذرات هستي محو در روياي بي رنگ فراموشي ست نه فريادي نه آهنگي نه آوايينه ديروزي نه امروزي نه فرداييجهان آرام و جان آرامزمان در خواب بي فرجام خوش آن خوابي که بيداري نمي بيندسر از بالين اندوه گران خويش برداريد در اين دوران که از آزادگي نام ونشاني نيست در اين دوران که هرجاهرکه زر در ترازو زور در بازوستجهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد که کام از يکديگر گيرند و خون يکديگر ريزند در اين غوغا فرو مانند و غوغاها برانگيزندسر از بالين اندوه گران خويش برداريدهمه بر آستان مرگ راحت سر فرو آريد چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد؟چرااز اين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد؟چرا از مرگ مي ترسيد؟فريدون مشيري(سنگ صبور)
به شانه ام زديکه تنهايي ام را تکانده باشي...به چه دلخوش کرده اي؟!تکاندن برف از شانه آدم برفي....؟!
چي بنويسم وقتي چشمام از هجوم گريه خيسه
وقتي هيچ کس نميتونه گريه هامو بنويسه
چي بنويسم وقتي فلبت من و از توو قصه رونده
وقتي که به جز يه سايه کسي پيش من نمونده
چي بنويسم وقتي فرياد با سکوت فرقي نداره
وقتي هيچ کس نميتونه تو رو پيش من بياره
چي بگم وقتي زندگي بي تو جلوه اي نداره
وقتي فرياد من و خاموش توي کوچه جا ميزاره
وقتي که براي بغضم جز شکستن چاره اي نيست
تو که هم نفسي بگو کجاي دنيايي
پنج شنبه / روز رفتگانه و روز / امواتمون .
روز همه /. اونهايي که رفتن از پيشمون . ولي من اينو نميگم
ميگم اين ماييم که مردگي ميکنيم . نه اونها . يکي بياد به من تبريک بگه . اصلا رضا تو بيا بگو .
بيا و بگو که روز مرده ها به فروغ مبارک . بيا يه چيزي بگوووووووو . آخه فروغ . مرددددددددد
فردا . پنج شنبه آخر ساله . روز همه عزيزامون
توي اون . وبلاگ که مينويسم . يه بغض توي گلومه . وقتي مينويسم . ياد ياران سفر کره بخير . ولي / نميدونم از اول اينجا که ميخوام شروع کنم . بنويسم . ديگه همه چيز تاره و اين اشکام . نميمونن ديگه .
آره ديگه فردا خوشبه حال همهتون که ميتونيد برييد پيش عزيزات و يه دل سير براشون حرف بزنيد و دلتونو خالي کنيد . من که دلم . ترکيد از بس بي صدا اشک ريختم و از ترس حرف مردم خفه شدم که کسي نگه .......
فردا روزت مبارک باشه عزيز از کنارمون رفته و توي دلمون نشسته . و همچنين . عيذت هم سبز . امسال هم . اونجا بهت سعي کن خيلي خوش بگدره . من برات مرتب دارم . هديه ميفرستم . شده 21.000 خدا کنه نوره جلوي پات باشه مهربون .
رضا . داداشي من . برام دعا کن . برام دعا کن . خيلي گرفتارم .
هفته پيش خيلي مريض بودم . خواب ديدم که :
رفتم ايران . و رفتم خونه . عمو . به همه التماس ميکنم . واي تو رو خدا زود باشيد . بريم . خونه رضا . هر کسي يه چيزي ميگفت / / يکي ميگفت بزار نمازمو بخونم . يکي ميگفت توي اين آفتاب؟يکي ميگفت . حالا . نه . توي همين اشک و ناله ها بودم / ديدم / در حونه باز شددددددددددددددددددددد خود رضا با شلوار و بلوز سفيد . وايساده بود . گفتم اي من قربونت برم خوب شد اومدي . دلم داشت از سينم ميومد بيرون از دلتنگيت . آخه اينا منو نميارن خونت . با همون . صدا و خنده اش گفت . خودم اومدم ديگهههههههههههههههه . اينقدر / واضح و صاف ديدمش که هنوز باورم نيست . خواب بودم يا بيدار . نميدونممممممم. نميدونم .
ولي . هر چي بود که . آروم شدم . خيلي .
حالا فردا . فردا . روز . ماست . من و تو آخه . من و تو با هم رفتيم . بخدا رضا هيچي دلمو شاد نميکنه بخدا رضا هيچي از دنيا نميخوامهر روز که چشمم باز ميشه . اينقدر با عکست حرف ميزنم .ميخوام بدوني که ....رضا . کاش . کاش . کاش .
هيچي . خدا کنه . منم . برم از اين . دنيا . رضا . ميگن . اگه اموات براي آدم دعا کنن . خيلي خوب ميشهرضا برام دعا کن . خيلي . داغونم . ميگن . عيد داره مياد . ولي .. هيچ حس و حالي توي دل من نيست . چرا . رفتن تو . منو از پا در آورد؟چرا نميتونم راحت نفس بکشم؟چرا نميتونم زندگي کنم ؟جووني تو حييف بود واسه خاک . مهربوني تو واسه خاک حيف بود . خيلي ها بهت نياز داشتن . ...کاش وقت سفرت . نگفتي چشم به راه داري؟رضا . ميدونم جات راحته . حسوذيم ميشه بهت . کاش من . زودتر ميرفتم . کاش . کاش . امروز . 577 روز شد که رفتي . هنوز نشده روزي بدون اسمت . بگذره ازم . فريان که عادت کرده . شبا ميگه . اي واي مامان . يادت نره جلوي عکي خدا بيامرز . شمعهاتو روشن کنيرضا اينقدر قشنگ برات صلوات ميفرسته و ميگه آخرش خدايا بيامرز رضا رو وقتي . ببينه چشمام خيشه . فور يميگه . ميخواي براي رضا صلوات بفرستم؟همه . جون و عمرم . شده ديدن عکسات . ولي هنوز اون عکسهايي که ميخوام . ببينمو نديدممممممم
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهيم . شد
اين رفتنها رو . داريم ميبينيم و بازم سعي ميکنيم دل بشکنيم .
ولي خدايي چنين رفتني آرزومه . يه شب بخوابم و ....
بهشت زهراي تهران نميدونم چرا اينقدر قديما برام ترس داشت
اما الان . الان چون . خيلي از فاميل ها و دوستاي خوبم اونجان . دلم هي هوايي ميشه .
اينجا ميتونم راحت باشم و حرفامو بنويسم چون مامانم اينجا رو نميخونه . خيالم راحته .
بخدا خستم . از خودم و از ....................
چرا تنها سفر کردي -
خودت تنها چرا رفتي -
تويي رضاي خوبم -
که خفتي زير خاک اکنون -
ببين از مردنت گشته دل و قلب همه پر خون -
ببين ديگر نمودي مادرت را از غم مغموم -
ز اشک هر دو چشمانش روان گشته دو صد جيحون -
ز جا خيز و نظر يک دم به چشم اشک بارم کن -
براي ديدن رويت برون از انتظارم کن -
برون آ از دل خاک و نگه در حال زارم کن -
ترحم بر دل خونين و روح بي قرارم کن -
توجه اندکي بر التماس بي شمارم کن -
ز جا برخيز رضا جانم برايت آمده مهمان -
پذيرايي نما از ما چرا گشتي چنين حيران -
ز خاک تيره بيرون آ نوازش کن تو اين جانان -
که از دوري تو هستند دائم رضااااااااا گويان -
زمين و قبر بشکاف و بيا اينک سوي ياران -
عزيز مهربان رضا جانم ناز و نازنين ما -
خداحافظ خداحافظ بيا مرزش خداي ما
.
(( رسول اکرم (ص) فرمودند:
نزديک ترين شما به من روز قيامت در همه مکانها کساني هستند که در دنيا بيشتر براي من درود (صلوات) مي فرستند .)
تعداد صلواتها ي ارسالي به رضاي عزيزمون ............ 20 000
خانم ناظم ..................................................... سوره ياسين
شب تاسوعا زيارت حضرت عباس به نيت اون مرحوم خوندم و روز عاشورا زيارت عاشورا و سوره الرحمن.
دختر شب ........................... (يه الرحمن هم هديه ي منه ثبتش کنيد)
امير حسين . رسول ................... واسه خاطر اقا رضا قران مي خونم
فاتحه روزي ................................................................................. 2 تا
علي صداقتي . مهربون........................ختم قران
تعداد صلواتهاي روزانه ........................................................................214
خاطراتش را به ما بخشيد و رفت
:::::::
ميدوني که بازم محرم اومده؟
ميدونم که امسال هم مثل پارسال در کنار آقا هستي . پارسال يادش بخير همش يادت ميکرديم . با عمو و زنعمو . ميدوني . بابا ميگفت:
واي فروغ . هر سال اين بچه _ رضا _ آروم و قرار نداشت . راست هم ميگفت . از دوستات . شنيدم که چقدر آقا ابوالفضل رو دوست داشتي . عکس خوشگلش توي اتاقت بود . رضا اينقدر که همش هر روز صبح نيگاش ميکردي . ميدونستي که خوشگليت بهش رفته بود؟هر چي به شمايل عکس حضرت ابوالفضل نيگا ميکنم . همش تو رو ميبينم توش . چشماتون .
بابا کفر نميگم . باور کنيد .
مگه نه اينکه رشيد بود . قدش بلند بود؟؟؟ رضا هم قدش 192 بود
مگه نه اينکه رشادت داشت؟؟؟؟ رضا هم داشت .
مگه نه اينکه . چشماي درشت و ابروهاي زيبا داشت؟ رضا هم داشت
مگه نه اينکه همش فکر همه بود؟؟؟؟؟ رضا هم بود
مگه نه اينکه مظلوم رفتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟ خوب رضا هم مظلوم رفتتتتتتتتت
اميدوارم با صلواتهامون . تو رو به آقا امام حسين و خداي خوبت نزديکتر کنيم .
رضا . شفاعت منم بکن .. اينروزا بد جوري .............
تعداد صلواتها ي ارسالي به رضاي عزيزمون ............ 13900